![]() |
![]() |
|
| غم , سکوت , انتظار , تنهایی |
|
+ نوشته شده در
87/07/11ساعت 0:7 قبل از ظهر توسط جدا شده |
|
|
دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی دوستت دارم چون تنهاترین مصراع شعر منی دوستت دارم چون تنهاترین فکر تنهایی منی دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
87/04/26ساعت 1:1 قبل از ظهر توسط جدا شده |
|
![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
87/04/06ساعت 8:27 قبل از ظهر توسط جدا شده |
|
|
زيرا بی وفا نيست تنهايی را دوست دارم زيرا عشق دروغی در آن نيست تنهايی را دوست دارم زيرا تجربه کردم تنهايی را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست تنهايی را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايی هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد |
|
+ نوشته شده در
87/02/23ساعت 1:57 قبل از ظهر توسط جدا شده |
|
اگه از تو ننوشتم ، فکر نکن سرم شلوغه |
|
+ نوشته شده در
87/02/19ساعت 5:52 قبل از ظهر توسط جدا شده |
|
|
از دریا پرسیدن عشق چیست؟گفت: خشکیدن از گل پرسیدن عشق چیست؟گفت: پرپر شدن از زمین پرسیدن عشق چیست؟گفت: لرزیدن از آسمان پرسیدن عشق چیست؟گفت: باریدن از انسان پرسیدن عشق چیست ؟ناگهان ندایی از درونش گفت جدایی
از کودکی پرسیدن عشق چیست؟ گفت: بازی از نو جوانی پرسیدن عشق چیست؟گفت: رفیق بازی از جوانی پرسیدن عشق چیست؟گفت: پول ثروت از پیر مردی پرسیدن عشق چیست؟گفت: عمر از عاشقی پرسیدن عشق چیست ؟ چیزی نگفت آهی کشید و سخت گریست |
|
+ نوشته شده در
87/02/03ساعت 6:6 قبل از ظهر توسط جدا شده |
|
|
+ نوشته شده در
86/12/23ساعت 4:41 قبل از ظهر توسط جدا شده |
|
![]() به اتش مي کشي قلب پراز درد و گناهم را اگر عشقم به فردا وا گذاري هيچ مي داني همين امشب به پايان مي برم آغاز راهم را نمي دانم که بعد از مردنم ديگر چه خواهد شد و فرصت پيش مي آيد ببخشي اشتباهم را |
|
+ نوشته شده در
86/11/14ساعت 0:23 قبل از ظهر توسط جدا شده |
|
|
|
+ نوشته شده در
86/11/07ساعت 4:36 قبل از ظهر توسط جدا شده |
|
|
سلام به دوستان عزیز....... کی می دونه دوستت دارم یعنی چی؟؟
د: داشتن تو حتی برای لحظه ای به تمام عمر بی کسی ام می ارزد. و: وابسته ی تپش های قلب عاشقت هستم که به روح سا کن من حیات می بخشد. س: سر سپرده ی برق نگاه توام لحظه ای که مرا در آغوش کرمت مهمان کنی. ت: تک ستاره ی شبهای بی فانوسم شوی روزی که از خدا ذره ای نور طلب کردم. ت: تپش های قلبم در گرو عشق توست که در رگهای زندگیم جاریست. د: دوری از تو را باور ندارم حتی در رویا که من ذره ای از وجود عاشفت گشته ام. ا: آرام دل بیقرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج می زند وقتی که به دریای نا آرام اشکهایم می نگری. ر: راز مرگ دلتنگی هایم روزیست که دستان گرم تو پناه دستام سرد و بی نصیبم باشد. م: مهتاب می سوزد تا ابد در آتش عشقت که درد را به جان خریده است در بازار عاشقی. |
|
+ نوشته شده در
86/11/06ساعت 5:48 قبل از ظهر توسط جدا شده |
|
|
به نام آنکه خورشید مهرش هیچ در آستان قلبم غروب نمی کند
|
|
+ نوشته شده در
86/09/25ساعت 9:36 بعد از ظهر توسط جدا شده |
|
|
یه تنها . یه عاشق یه فانوس شکسته
یه مرداب تو پاییز یه صحرا خاک خسته نمی خوام بمونم برام دنیا سیاهه حضورم غریبه غرورم بی پناهه شب عشق . شب درد شب تنهایی مُرد شب بغض . شب کوچ شب سربی . شب سرد شب خاموش بی روزن شب سنگی . شب سرابی شبی که لحظه های بی تو بودن نفسگیره . سیاهه . بی عبوره سکوتم آخرین فریاد عشقه خیالت آخرین سنگ صبوره هنوزم بغض بارونی چشمات می تونه واسه دلتنگیم بباره تو این پاییز سنگی . دست سردت رو زخم بی کسیم مرهم بزاره
|
|
+ نوشته شده در
86/09/24ساعت 10:20 بعد از ظهر توسط جدا شده |
|
|
توی کدوم ستاره پشت ابرها خونه کردی
رفتی و چیزی نگفتی گریه رو بهونه کردی من سوال ساده ی تو تو جواب مشکل من رد پای رفتن تو روی صحرای دل من کوچه وقتی که نباشی رگ خشکیده ی شهره باغ تو گوش خونه گفته دیگه با پنجره قهره دلم از روزی که رفتی دیگه هم سایه نداره وقتی آسمون شبهام زیر سایه ی چشاته وقتی حتی این ترانه رنگ غربت صداته نمی زارم این دو راهی سر راه ما بشینه نمی زارم این جدایی رنگ فردا رو ببینه |
|
+ نوشته شده در
86/09/15ساعت 6:19 قبل از ظهر توسط جدا شده |
|
|
+ نوشته شده در
86/09/12ساعت 7:0 قبل از ظهر توسط جدا شده |
|
|
بهت نمی گم دوستت دارم، قسم می خورم که می پرستمت.
بهت نمی گم هر چی بخوای بهت می دم، چون همه چیزم تویی نمی خوابم که خوابتو ببینم، چون خیال تو خوش تر از خوابه. اگه یه روز چشمات پر اشک شد، دنبال شونه ای گشتی تا گریه کنی، صدام کن، قول نمی دم اشکاتوپاک کنم، منم باهات گریه میکنم. اگه دنبال مجسمه ی سکوتی گشتی تا سرش داد بزنی، صدام کن، قول می دم ساکت بمونم. اگه دنبال خرابه ایی گشتی تا نفرت رو در اون دفع کنی صدام کن، قلبم تنها خرابه ی وجود توست. اگه یه روز صدات کردم که بهت احتیاج دارم ، بهم نه نگو. |
|
+ نوشته شده در
86/07/20ساعت 5:35 قبل از ظهر توسط جدا شده |
|
|
یکی بود و یکی نبود...
اونی که بود تو بودی و اونی که نبود من بودم... یکی داشت و یکی نداشت... اونی که داشت تو بودی و اونی که تورو نداشت من بودم... یکی خواست و یکی نخواست... اونی که خواست تو بودی و اونی که بی تو بودن رو نخواست من بودم... یکی آورد و یکی نیاورد... اونی که آورد تو بودی و اونی که جز تو به هیچ کس ایمان نیاورد من بودم... یکی برد و یکی باخت... اونی که برد تو بودی و اونی که بی تو باخت من بودم... یکی گفت و یکی نگفت... اونی که گفت تو بودی و اونی که دوستت دارم رو به هیچ کس غیر تو نگفت من بودم...
|
|
+ نوشته شده در
86/07/14ساعت 7:37 قبل از ظهر توسط جدا شده |
|
|
تا حالا شده عاشق بشی؟ وقتی عاشق میشی چه چه حالی داری؟هرکسی عاشقی ولحظه های خودش رو یک جوری میگذرونه!ولی من دیگه صبرو تحمل ندارم،اصلاً من رو میبینی؟حساب میکنی؟ اگر یک روزشنیدی که صد نفر دوستت دارن بدون که یک نفر واقعاً دوستت داره اگرهم روزی شنیدی که ده نفر دوستت دارن باز هم بدون که یک یک نفر واقعاً دوستت داره،اگرروزی هم شنیدی که صد نفر دلشـون برات تنـگه بدون یک نفر از ته دل دلش برات تنگه،اگه روزی شنیدی که ده نفردلشون برات تنگه فقط یک نفر هست که واقغاً دلتــنگته یک روزی هم میرسه که می شنوی نه کسی دوستت داره نه کسی دلش برات تنگ شده اون روز روزیـــــه کـــــه می فــهـمی من دیـــــــــــــــــــــــــگـــــــــــــــه روی زمیـــــــــــــن خــــــــــدا نیستم و نفــس نمـــــــی کشم آن رو ز مــــــــــــن مردم. |
|
+ نوشته شده در
86/07/14ساعت 6:59 قبل از ظهر توسط جدا شده |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
86/07/10ساعت 7:33 قبل از ظهر توسط جدا شده |
|
|
واسه وقتی که بیایی،من هنوزچشم انتظارم واسه دیدنت عزیزم ، می بینی چه بیقرارم واسه روزی که بیایی،می شورم غبار راهو واسه روشنی راهت ، می یارم فانوس ماهو دیگه باید دور بریزم ، همه روزای سیاهو توی گرمی وجودم ، جا بزارم سوز آهو به آسمون پر بکشم ، ستاره هارو بچینم فرش ستاره زیر پات،به انتظارت بشینم ستاره نوری نداره ، پیش نگاهت نازنین خورشید چشماتو، باید ،از ته جاده ببینم واسه وقتی که بیایی،من هنوزچشم انتظارم واسه دیدنت مسافر ، می بینی چه بیقرارم سبد سبد بجای گل، ستاره پیش کش می کنم تو معبد چشمای تو ، عشقو ستایش می کنم روشنه خونه ی دلم،وقتی که نزدیکه نگات من به امید دست تو،شبو نوازش می کنم به آسمون پر می کشم ،ستاره هارو می چینم فرش ستاره زیر پات ، به انتظارت می شینم ستاره نوری نداره ، پیش نگاهت نازنین خورشید چشمای تورو،از ته جاده می بینم |
|
+ نوشته شده در
86/07/07ساعت 3:11 قبل از ظهر توسط جدا شده |
|
|
کنار آشیانه تو آشیانه می کنم |
|
+ نوشته شده در
86/07/01ساعت 11:39 بعد از ظهر توسط جدا شده |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
86/07/01ساعت 7:37 قبل از ظهر توسط جدا شده |
|
|
زندگی شعر است
شاعر می خواهد
زندگی عشق است زندگی گل است زندگی لیلی است زندگی زیباست |
|
+ نوشته شده در
86/07/01ساعت 6:25 قبل از ظهر توسط جدا شده |
|
|
کاش چون پاییز بودم
خاموش ملال امگیز بودم برگهای آرزوهایم یکایک زرد می شد افتاب دیدگانم سرد می شد اسمان سینه ام پر درد می شد ناگهان طوفان اندوهی بجانم چنگ می زد اشکهایم همچو باران دامنم را رنگ می زد مگر از او جدا نمی شدم |
|
+ نوشته شده در
86/07/01ساعت 6:24 قبل از ظهر توسط جدا شده |
|
|
تو بگو بهار قشنگه من ميشم بهار تو... تو بگو بمون منم نميرم از کنار تو...
تو بگو منونميخواي ديگه خسته کردمت...گر چه سخته امّا من دور ميشم از ديار تو... تو بگو سرد هوا منم ميشم خورشيد تو...تو بگو که ناميدي من ميشم اميد تو... تو بگو دلم گرفته ازهمه دورنگيها... مشکي ميشم مظهر يه رنگي ميشم واسه تو... تو بگو خدا کنه بارون بياد از آسمون... به خدا ميگم که گريه کنه براي تو... اگه غمگين بشي از دستم ناراحت بشي... ميميرم که تا ابد پاک بشم از خيال تو... کاش تموم نميشد اين روزا اين خاطرها... تو ميموندي واسه من منم ميموندم واسه تو |
|
+ نوشته شده در
86/07/01ساعت 6:23 قبل از ظهر توسط جدا شده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
در حاليکه لبانم بسته است و خاموشم
براي تو من زنده ام در حاليکه اشکهايم را پنهان ميکنم اما در دلم فروزان مي ماند فانوس خواستن و عشق براي تو به خاطر تو زندگي آورده است کتاب روزهاي گذشته را و خاطرات بسياري مارا احاطه کرده است بي پرسش چه بسيار پاسخ يافتم ديديم که چه ميخواستيم و چه به دست آورديم اما در دل فروزان مي ماند فانوس خواستن و عشق براي تو به خاطر تو چه بگويم که دنيا با من چه عداوتي کرد حکم کرد که من زندگي کنم اما بدون تو نادان است آنکه بگويد تو براي من غريبه اي مردم چه بسيار بر ما ستم کردند عزيزم اما در دل فروزان مي ماند فانوس خواستن و عشق برای تو بخاطر تو |
| پیوندها |
|
ستاره تنها فقط خودم فقط خودت هنوز هم تنهاترینم |
|
RSS
|